المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

41

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

جمله « نغتسل اثر الغائط » ؛ « ما نشانه مدفوع را با آب مىشوئيم » اشاره به جمع دارد به دليل اينكه جمله مذكور بر اينكه عين نجاست را پيش از استعمال آب ، بر طرف نموده‌اند و اثر و نشانه نجاست را با آب زائل نموده‌اند ، دلالت دارد و همچنين در روايت ديگرى آمده : ( كه آنان اهل مسجد قباء ) در جواب رسول اكرم ( ص ) گفتند : ما بعد از غائط ( دفع مدفوع ) از سه تا سنگ پاك استفاده مىكنيم و پس از آن از آب استفاده مىكنيم . « 1 » يعنى بين بهره‌گيرى از سنگها و آب جمع نموده‌اند . و اما در ارتباط با بول ( پيش آب ) چه از محل خروج تجاوز كند يا نكند ، بايد با آب زائل گردد . شافعى گفته است استنجاء « 2 » از بول و غائط بوسيله آب و يا بوسيله سنگها ، واجب مىباشد و دوباره خواندن نماز بر كسى كه استنجاء نكرده است ، را واجب نموده و مالك همين قول شافعى را قائل شده است و ابو حنيفه گفته است استنجاء مستحبّ است و واجب نمىباشد . دوست داشتن : محبّت ( دوست داشتن ) تأكيد اراده ، و تأكيد خواستن است و به همين خاطر ( خواستن آنها شديد بوده ) به جاى « يحبّون » يريدون نگفته است و خداوند دوستى ( خواستن شديد ) آن‌ها را به دوستى خود مقابله نموده و فرموده است : « خداوند پاكيزگان را دوست مىدارد » . نظر مؤلّف : پس بدان از نظر نگارنده ، امكان آن هست كه به آيه استدلال نمائيم براى اينكه مستحبّ است انسان هميشه در حال طهارت ( وضو ) باشد به دليل آنكه طهارت از لحاظ شرعى ، حقيقت در چيزى است كه رافع و برطرف‌كنندهء حدث باشد ( اگر اهل مسجد قباء تنها جهت زائل ساختن حدث و خبث ، خود را پاكيزه نمودند ، اين همه مدح و ثناء جا نداشت و از آن همه ستايش و اظهار محبّت و دوستى و تأكيد اراده ، و به صيغه مبالغه آوردن « يتطهّرون » استفاده مىشود كه طهارت را تكرار مىكردند و به طهارتشان ادامه مىدادند ) . همهء اينها دليل بر آنست كه هميشه با طهارت ( وضو ) بودن مستحبّ است خداوند بهتر مىداند .

--> ( 1 ) . وسائل ج 1 ، ب 34 ، احكام خلوة . ( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 111 .